محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
261
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
آورده « 1 » يكى از محرمان معتمد را نزد مرشد قليخان فرستاده پيغام داد كه خان والامكان عنان توجه بپاى علم معطوف فرمايد كه بنده زمام اختيار شاهزاده را بدست خان مىسپارم و درين ماده كمال امداد و استسعاد بتقديم ميرسانم و مرشد قليخان اوّل مرتبه اين مقدمه را بر مكر و فريب محمول ساخته متاملّ گرديد و چون قاصد بحصول اين مقاصد متعدّد گشت ، خاطر خان در فعل « 2 » و ترك متردد شد . آخر الامر ، باشارت عقل دوربين ، از كمين بيرون آمده با جمعى كه مصحوب او بودند جلو انداخته خود را برتيب زدند و سلطانعلى خليفه بوفاى وعده قيام نموده مقارن وصول خان . . . عنان بصوب فرار نمود و مرشد قليخان بمساعدت بخت سعادت قران شاهزادهء سكندر شأن را از تيب جدا ساخته لواى توجه بجانب مشهد معلى برافراخت و تا عليقليخان خبردار ميشد « 3 » ، مسافتى بعيد طى كرده خود را از آن معركه بيرون انداخت و خان هرات بعد از انتباه برين قضيه ناگاه ، آه جانكاه از نهاد برآورده چند كس از بهادران سپاه خود را بتعجيل تمام بتعاقب ايشان مأمور گردانيد و چند نفر از تفنگچيان جلد سبكدست را نيز از دنبال دوانيد و سفارش نمود كه اگر شاهزاده را از او جدا نتوانيد كرد نوعى كنيد كه با او نيز نباشد و خود هم از عقب ايشان علم توّجه افراخت از جملهء آن جماعت كه بتعاقب مرشد قليخان مأمور بودند قرا حسين نامى از طايفهء عبد للو ، آن مردم را غافل ساخت و خود را بركاب شاهزادهء فلك جناب رسانيده . صورت حال را عرضه داشت و مقارن اين حال علامت آنجماعت ظاهر شد كه بسرعت تمام مركب ميراندند . چون نزديك رسيدند چند تفنگ بيكبار بر ايشان سردادند و يكى از آن تفنگچيان ، تفنگى به قصد شاهزادهء جهانيان گشاد داده قرا حسين مذكور فدايىوار خود را سپر ساخت و تفنگ بر پاى او آمده بدر رفت و اين جماعت نيز مانند كوه پاى ثبات و
--> ( 1 ) - م : پيش نظر انتقام آورده . ( 2 ) - م : فكر . ( 3 ) - ظاهرا شد